ولنتاین آن خیال باطلی نیست که هر متوهم عشقی را به تکاپوی عاشقی می اندازد، ولنتاین یاودواره عشاقی ست که در سکوت خیالشان حسرت لحظه های بی عشق را مرور کرده اند و هنوز صدای پای عشقشان گوش زمان را در می نوردد.   


Happy Valentine's Day







Happy Valentine's Day   


   هر شبی که بر بستر خواب یاد تو مرا فرا میگیرد. عشق را مشق میکنم تا صبح روز عاشقی!

Every night you sleep on a bed of you will come for me. I love practicing love until  the morning!

جای اینکه پولم رو حروم کادوهای مسخره کنم واسه شریک زندگی اینده مردم !

واسه مامان جونم یه هدیه شیک می گیرم دستاشم میبوسم

یه نوازش دستای مهربونشم به صد تا دختر دماغ عملی نمی دم!
.
.
.
می دونی ولنتاین یعنی چی ؟

یعنی اینکه یادمون باشه یه عاشق واقعی باید فقط به یه نفر دل ببنده

و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه

ولنتاین مبارك ، همراه یك بغل گل رز ، یك سبد ستاره و یك دنیا آرزوی شادباش . . .


عاشق هوس های عاشقانه با توام


دست هایت را به من بده

به جهنم که مرا به جهنم میبرند بخاطر عشق بازی با تو!!!!


تو خود بهشتی...


من عاشق زمستانم

عاشق اینکه ببینمت در زمستان
آرام راه می روی !
گونه هایت از سرما سرخ شده است
سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ای
دست هایمان در جیبم به گم گره شده
معصومانه به زمین خیره ای
چقدر دوست داشتنی شده ای
حرفم را پس میگیرم ...
من عاشق زمستان نیستم، عـــــــــــــــاشق توام

 

 

برای این درد ‎
کمی سکوت میخواهم‎
کمی شراب‎
کمی سیگار‎
نه فقط‎
کاش کمی عشق ، خدابرایم تجویزکند
بــــ*اران

 

میخواهم به گذشته سفرکنم و تاهمیشه آنجا بمانم‎
میخواهم حس خوب دوست داشتن را دوباره تجربه کنم‎
خنده ای ازته دل‎‎
گفتگویی بدون دلهره بدون جنگ‎
یک آرامش ‎
آنجا که توهنوزخوبی‎
هنوزعاشقی‎
آنجا که میتوان بایک لبخند خوشبختی را درآغوش کشید‎‎
بــــ*اران

 

ﺯﺭﺩ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺟﻬﺎﻥ
ﭘﺎﺋﯿﺰ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺗﻮﺳﺖ ،
ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﮐﻪ
ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ

 


مرگ

از مرگ با من سخن نگو !
خونم یخ می زند رویِ دیوارِ رگ هایِ دلم 
وقتی که از مردن با من سخن می گویی ...
خودت خوب می دانی 
دست هایم تازه رقصیدن را بَلد شده اند
و پاهایم هنوز راه رفتن را نمی دانند ...
بگذار ستاره ها بمانند ، 
رویِ شب هایِ روسیاهِ زندگیِ من ...
هنوز زود است تاریک شوم 
و تاریک بمانم 
زود است ...
من هنوز جوانم !

من پذیرفتم شکست خویش را!

من پذیرفتم که عشق افسانه است!

این دل درد آشنا دیوانه است! 

میروم شاید فراموشت کنم!

یا فراموشی هم آغوشت کنم!

میروم از رفتنم دل شاد باش!

از عذاب دیدنم آزاد باش!

گرچه تو تنهاتر از من میشوی!

آرزو دارم ولی عاشق 
شوی!  

آرزو دارم بفهمی درد را!

تلخیه برخوردهای سرد را

این دنیارابه آنانی هدیه میکنم که به خیالشان دنیا فقط برای آنهاست، ولی برای تو آسمان را آرزو میکنم که همیشه مانند دلت
زیباست

بسلامتی

بسلامتی اون سربازی که 55 دقیقه واستاد تو صف تلفن

که 3 دقیقــه با عشقش 
حرف بزنه،

ولي هرچقد زنگ زد بازم پشت‌خطی بود ...
عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

اولین بار

به سلامتی اونی که واسه رفتنش داشتی گریه میکردی ولی

 

 اون

 

 گوشیو گذاشت رو اسپیکر تا رفیقاش بهت

 

 بخندن ..........!!!!


رفیق

دو تا رفیق عاشق یک دختر میشن

 

 

دختره میگه من 2 جام مشروب برای شما میارم

 

 

تو یکیش زهر ریختم....

 

 

هرکس زنده بمونه اون با من ازدواج میکنه...!

 

رفیق اولی میخوره میگه: به سلامتی این که من بمیرم

 

و رفیقم به عشقش برسه،

 

رفیق دومی میخوره میگه: به سلامتی این که من بمیرم

 

و رفیقم به عشقش برسه.

 

 

بعد دختره یه پیک میخوره میگه زهر تو این بود!

 

 

میخورم به سلامتی این که رفاقت این دو رفیق به هم نخوره...

 

به افتخاره همه دختر پسرهای باوفا وبامرام......

عاشق

hheyl1izgoshw73zdce.jpg

از ته دلم دوست دارم

خيلی سخته عاشق

کسی باشی که روحشم

خبر نداشته باشه

اما خيلی شيرينه که

يواشکی عاشقانه

نگاهش کنی

و توی دلت بگی

خیلی دوستت دارم ...!!!

کاش میدونستی............؟؟؟

تنهایی

بهش گفتم چیشد سیگاری شدی گفت :یه شب بارون میومد توخیابون تنها

 بودم....

گفتم چیشد ترک کردی :گفت یه شب بارون میومد دیگه تنها نبودم.....

 

گفتم چیشد الکلی وسیگاری شدی گفت :یه شب بارون میومد دوباره تو

 خیابون تنها بودم.....

گفتم چیشد آوردنت اینجا بستریت کردن گفت :یه شب بارون میومد من تو

خیابون تنها بودم اونا دیدم دیگه تنها نبود...

هی روزگار





بسلامتی اونی که دوست داشتن را باتمام

وجود یادش دادم و

اون رفت و

به یکی دیگه امتحان پس داد 


غریبه

غریبه تو رو خدا         عشقمو اذیت نکنی

قول مردونه بده      بهش خیانت نکنی

قول بده چشای اون       هیچ موقع اشکو نبینه

قول بده که هیچ شبی    چشم انتظارت نشین

بارون


یادته یه روز بهــم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی بـــرو

زیر بارون که نکنه نا مـــردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده

گفتم: اگه بارون نبود چی؟

گفتی : اگه چشمای قشنگه تو بباره آسمــونم گریش میگیره

گفتم:یه خواهش دارم هروقت آسمون چشمام خواست بباره تنهــام نذار

گفتی: چشم .حالا امروز من دارم گریــه میکنم اما آسمون نمیباره

توهم اون دور دورا ایستــادی و بهــم میخنــــدی...

بمون


روزی خواهد رســــــــید....


که دیگـــــــــر....


نه صدایم را بشنــــــــوی...


نه نگــــــــاهم را ببنی...


نه وجودم را حس کنـــــــــی....


و میشویی...با اشکت....


سنگ قبر خاک گرفته ی مرا.....


و ان لحظه است...که معنی تمام حرف های

 

گفته و نگفته ام را میفهمی


ولی....من ...دیگر ...نیستم....